دختر چادری
این چادر ماجرایی داره زمانی که آیلا به مهد می رفت گویا تو یکی از مراسم ها براشون چادر سر کرده بودند و همون روز که اومده بود خونه دائم می گفت من مقتعه بلند می خوام و بابایی اصلا سر در نمی آورد تا اینکه من حدس زدم شاید چادر باشه و تا نشونش دادم تائئد کرد و یک روزی من هم رفتن و اپارچه این چادر رو گرفتن و براش دوختم حالا مدتها جزو اموال فراموش شده بود و نمی دونم چی شد که یک باره فیلش یاد هندوستان کرد و یک شب که به خونه عمه سیما جون می رفتیم به درخواست خودش چادر به سر کرد


خنده با رضایت کامل

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دختر چادری 



